سیاست ها و اقدامات غرب جهت تخریب سیمای ظهور امام زمان (عج)
سیاست ها و اقدامات غرب جهت تخریب سیمای ظهور امام زمان (عج)
زهرا عبدالله پور سنگچی
سطح 3 حوزه علمیه حضرت خدیجه (س)
چکیده
مقاله پیش رو با عنوان سیاست ها و اقدامات غرب جهت تخریب سیمای ظهور امام زمان (عج) می باشد. دنیای غرب در حال حاضر موضوع مهدویت و منجی گرایی را با دقت تمام مطرح و پیگیری می کند و پی در پی در صدد نشان دادن چهره واژگون به ملل غرب و اروپایی از این اصل و ارزش مقدس است که خاستگاه اولیه آن تشیّع می باشد در این مقاله سعی شده با مطالعه کتب روایی، اخلاقی و نقل بزرگانی مانند: کتاب حکومت جهانی مهدی (عج) از ناصر مکارم شیرازی و کتاب مهدویت حکومت دینی و دموکراسی از رحیم لطیفی و کتاب قیام و انقلاب مهدی از شهید مرتضی مطهری و غیره به این مسئله پاسخ می دهد که غرب جهت تخریب سیمای ظهور امام زمان (عج) چه اقدامات و سیاست هایی را در نظر گرفته و می گیرد که از مهم ترین اهداف گردآوری این مقاله که به صورت کتابخانه ای جمع آوری می باشد. که به بررسی جایگاه مهدی موعود در آیات قرآن و آموزه های دینی و سیاست های غرب جهت تخریب سیمای ظهور امام زمان (عج) و اقدامات سیاسی فرهنگی ، نظامی غرب جهت تخریب سیمای ظهور امام زمان (عج) پرداخته شد و از مهم ترین نتایج بدست آمده از سیاست های غرب جهت تخریب سیمای ظهور امام زمان (عج) مهار و کنترل کشورهای منطقه و جنبش های مبارز و همینطور اقدامات فرهنگی سیاسی و نظامی است تا به اهدافشان برسند.
واژگان کلیدی: سیاست، اقدامات، تخریب، ظهور، امام زمان
مقدمه
عمر اعتقاد به آمدن مصلح کل در آخرالزمان به عمر تاریخ است، همه ادیان صرف نظر از نوع جهان بینی و اختلافاتی که در ویژگی های منجی موعود دارند، نوید آمدن وی راداده اند و برای او نشانه هایی یاد کرده اند. در زمان او اسلام جهان گیر می شود سراسر زمین پر از عدل وداد می شود بر تمام جهان دین واحد قانون واحد- نظام واحد و رهبر واحد حکومت می کند. وحق و عدالت پیروز و ظلم و ستم یکسره از بین می رود.
این نویدها و پیام ها هراسی بر دل استکبار می افکند. خود را در معرض نابودی می بیند و اعتقاد همه ادیان با هر دین و آئینی به مصلح و منجی بر این هراس می افزاید از این رو سر از پا نشناخته و در پی از بین بردن و جنگیدن بر می آیند اما از آنجا که اطلاع دقیقی از مکان و زمان ظهور ندارند برای تخریب سیمای آن تلاش می کنند در این مقاله بر آنیم تا گوشه ای از سیاستها و اقدامات غرب را در تخریب سیمای ظهور ولی عصر(عج) به رشته تحریر در آوریم.
با توجه به اهمیت این موضوع این مقاله در سه فصل اقدامات غرب، سیاست های غرب،و جایگاه مهدی موعود در آموزه های دینی می پردازد و با استفاده از کتب معتبر روایی،دینی و نقل بزرگانی چون کتاب منجی در ادیان از آقای روح الله شاکری زواردهی و کتاب جهانی شدن و فرهنگ مهدویت از زینب متقی زاده و کتاب حکومت جهانی مهدی (عج) از ناصر مکارم شیرازی و غیره به این پاسخ می دهد که دنیای غرب چه اقداماتی و چه سیاست هایی را برای تخریب سیمای ظهور امام زمان (عج) انجام می دهند. در حالی که آموزه های دینی ما در متون روایی و قرآن خبر از منجی می دهد که زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد.
مفهوم شناسی واژگان
سیاست در لغت
- پاس داشتن ملک (غیاث اللغات) رعیت داری کردن (منتهی الارب)[1]
- Siyasat {= غ سیاست} 1- (مص م ) حکم راندن بر رعیت و اداره کردن امور مملکت ، حکومت کردن،ریاست کردن. 2- ( اِ مص) حکومت، ریاست، حکمداری 3- عدالت،داوری 4- جزا، تنبیه[2]
سیاست در اصطلاح
- ع (س) اصلاح امور خلق و اداره کردن کارهای مملکت، مراقبت امور داخلی و خارجی کشور ، رعیت داری، مردم داری، پلتیک، در فارسی به معنای عقوبت و مجازات هم می گویند[3].
اقدامات در لغت
- پیش در آمدن،پیش رفتن در کاری،جمع اقدام[4]
- at – eydam {ع} ج. اقدام (هـ .م )[5]
اقدامات در اصطلاح
- ع. پیش رفتن در کاری ، گام برداشتن و پایش گذاشتن در امر، پیشی کردن و «فتح همزه» جمع اقلام[6]
غرب در لغت
- ع. (غَ) جای پنهان شدن آفتاب ،جائی که آفتاب غروب می کند[7].
- پنهان گردیدن. غایب شدن. دور شدن[8].
غرب در اصطلاح
- yarb {غ} 1- (مص ل.)پنهان شدن ، غایب گردیدن،ناپدید گشتن، 2- دور شدن 3- (ا.) جای فروشنده آفتاب ، مغرب، مقـ . مشرق 4- همه محالک که نیست به بلاء دیگر در صحبت غرب واقع شده اند، مقـ. مشرق 5- (پز.) آماسی کوچک که در گوشه چشم میان چشم و بینی پدید آید[9].
تخریب در لغت
- ع. خراب کردن – ویران کردن[10]
ویران کردن، خراب کردن[11]
تخریب در اصطلاح
Taxrib {ع.} 1- (مص م). ویران کردن: خراب کردن،سرهم زدن،« تخریب بنا» 2- (اِمص.)برهمزنی) ج، تخریبات[12].
ظهوردر لغت
- ع. (ظُ) آشکار شدن، نمایان شدن[13].
- آشکار شدن[14].
ظهور در اصطلاح
- Zohur {ع.} 1- (مص ل .) آشکار شدن،نمایان شدن. 2- برجای بلند شدن. 3 – آشکار کردن تصویر. 4- (اِمص) بیدایی،آشکاری. 5- (نجـ . ) تحت الشعاع نبودن کوکب. ج – ظهورات[15].
امام در لغت
- ع. (اِ) پیشوا،پیشرو،پیشنماز،امام زمان ،امام دوازدهم[16] .
- پیشوا ، مقتدا، محمد بن حسن که حجت قائم به امر الله ،امام زمان حاضر وظیفه الله فی الارضین می باشد[17].
امام در اصطلاح
- emam {ع.} (ص. اِ.) 1- پیشوا ، پیشرو. 1- امام زمان امام عصر ،ولی عصر ، امامی که در عهد خود مامور هدایت خلق است. 2- (اِ خ) امام دوازدهم شیعیان، مهدی (عج). عصر : امام زمان[18].
جایگاه مهدی موعود در آموزه های دینی
مصلح بزرگ جهانی از نظر قرآن
قرآن در آیات متعددی آینده ای روشن برای بشر و جهان پیش بینی کرده است؛ بشر به سوی کمال می رود (الی الله مرجعکم)[19]
و بر اساس قاعده بقای اصلح، هر قومی که به نهایت ظلم و ستمگری رسیده از بین رفته است بررسی اقدامی همچون نوح، هود و لوط بر این ادعا شهادت می دهد .بنابراین آینده نهایی بر اساس سنت الهی ، از آن مومنان و موحدان است. چون در غیر این صورت خلقت بیهوده بوده و تلاش انبیا و اولیا نیز فایده ای نداشت . زیرا وقتی تلاش های آنها زمانی ثمره دارد که به نتیجه نهایی خود برسد . از نظر قران، بشریت روش و هدفمند است؛ ثانیا رهبری جهان به دست صالحان است؛ ثالثا سرانجام جهان از آن صالحان و متقیان است. به چند آیه اشاره می کنیم .
- (و اورثنا القوم الذین کانو استضعفون مشارق الارض و مغاربها التی بارکنا فیها)[20] و به آن گروهی که پیوسته ضعیف می شدند بخش ها ، باختر و خاوری سرزمین فلسطین را – که در آن برکت قرار داده بودیم- به میراث عطا کردیم.
مشارق و مغارب ارضنا، کنایه از کل زمین است. زیرا مشرق و مغرب جمع بسته شده و اطراف زمین را شامل می شود.
- (و اذکروا اذ انتم قلیل مستضعفون فی الارض تخافون ان ینحطفکم الناس فاواکم و ایدکم تبصره و رزقکم من الطیبات لعلکم شکرون)[21] و به یاد آورید هنگامی که در زمین، گروهی اندک و مستضعف بودید، می ترسیدید که مردم شما را بربایند. پس خدا به شما پناه داده و شما را به یاری خود نیرومند گردانید و از چیزهای پاک به شما روزی داد. باشد که سپاسگزاری کنید وعده الهی در مورد مسلمانان محقق شد و آنها بر مشرکان پیروز شدند.
- (وعدالله الذین امنوا منکم و عملوا الصالحات لیستخلفنهم فی الارض کما استخلف الذین من قبلهم و لیمکنن لهم دینهم الذی ارتضی لهم ولیبدلنهم من بعد خوفهم امنا)[22] خدا به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده اند، وعده داده است که حتما آنان را در این سرزمین جانشین (خود) قرار دهد، همان گونه که کسانی را پیش از آن نبودند ، جانشین خود قرار داد و آن دینی را که بر ایشان پسندیده است، به سودشان مستقر کند و بینشان را به ایمنی مبدل گرداند.
- لاینال عهدی الظالمین؛[23] دلالت و مضمون التزامی این آیه آن است که عهد و امامت الهی مقام ناجی و همیشگی است که حضرت ابراهیم (ع) آن را برای ذریه خود طلب کرد و خداوند خبر داد که این عهد اختصاص به غیرظالمین دارد. پس باید همواره چنین شخصیت شایسته ای روی زمین باشد.
از نظر روایات
در میان متون روایی، روایاتی است که به موعود باوری و مهدی باوری و امید به نجات نظر دارند . در این قسمت طی سه بحث به روایاتی پرداخته می شود که در منابع معتبر شیعه و سنی آمده است . این روایات دارای مضمون و مفهومی اند که تنها با عقیده به موعود و منجی نهایی و مهدویت سازگارند و بستر این باور محسوب می شوند.
در روایات از حقایقی خبر داده شده است و تکالیفی از مسلمانان خواسته شده است که لازمه آنها مهدی باوری است و اعتقاد به مهدویت بر مضامین این گونه روایات بنا شده است. این روایات از حیث متن و مضمون در حد تواتر و در منابع متعدد و معتبر شیعه و سنی نقل شده اند. مطالعه اجمالی این روایات ثابت می کند که مهدی باوری ریشه ای محکم در فرهنگ اسلامی دارد . در این باره می توان به برخی روایات اشاره کرد.
الف) حدیث ثقلین
این حدیث اگرچه تفاوت الفاظ دارد، ولی از حیث معنا و مفاد واحد است . لذا حدیث ثقلین تواتر معنوی دارد؛
قال رسول الله (ص)، انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی اهل بیتی ما ان تمسکم بهما لن تضلوا ابدا و لنا یفترقا حتی یردا علی الحوض.
در نقل اهل سنت آمده : قال رسول الله : انا تارک فیکم، ثقلین اولهما کتاب تالله فیه الهوی و الغور فخدوا بکتاب الله و استمسکوا بهفحث علی کتاب الله و رغب فیه، ثم قال: اهل بیتی اذکرکم الله فی اهل بیت، اذکرکم الله فی اهل بیتی.[24]
در مجموع نکات زیر از این حدیث قابل برداشت است:
1- این روایت سنداً تواتر معنوی دارد.[25]
2- مراد از «عترت » و «اهل بیتی» حضرت زهرا (ع) و دوازده امام (ع) است.[26]
3- قرآن و عترت هرگاه با هم باشند، ناجی بشر و پناهگاه آنان خواهند بود و تمسک به یکی از آن دو کفایت نمی کند.( لن یفترقا متی یردا علی الحوض و ثقل اکبر و اصغر)
ب) حدیث من مات
از روایات صحیح، قطعی و مورد پذیرش شیعه و سنی در دست است که رسول خدا (ص) فرمودند: «من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه». (البته با اختلاف الفاظ) این یک دستور مخصوص و همیشگی برای همه مسلمانان و بلکه همه انسان هاست این دستور و تکلیف همگانی و همیشگی اقتضا می کند که باید در هر زمانی یک امام باشد تا حکم و تکلیف، بدون موضوع نباشد . همه انسان ها و مسلمانان عصر حاضر نیز مخاطب این تکلیف هستند و پس حتما امامی موجود است.
ج) حدیث سفینه
قال رسول الله (ص) « الا ان من اهل بیت فیکم مثل سفینه نوح من رکبها نجی و من تخلف عنها غرق»[27]
در این روایت، نجات امت پیامبر در گرو توجه و تمسک به اهل بیت پیامبر (ص) خوانده شد زیرا اهل بیت پیامبر تشبیه به کشتی نوح شدند ، یعنی همان طور که هرکس با کشتی نوح نبی (ع) همراه شد، نجات یافت و والا غرق شد. اگر بعد از رحلت پیامبر امت پیامبر با اهل بیت او همراه نشوند گرفتار هلاکت و نابودی خواهند شد ؛ یعنی نجات آنان فقط در گرو توجه به اهل بیت پیامبر (ص) و تمسک به آنان خواهد بود .
و در روایت دیگری مثل حدیث امان، متذکر شدند که نجات در اسلام در گرو پیروی از اهل بیت پیامبر (ص) و قران کریم است و مصداق اتمّ و اخص اهل بیت پیامبر در عصر حاضر، وجود مقدس امام زمان (ع) می باشد و لذا با توجه به تعدد رو آیات ، فقط روایت «خلفای اثنی عشری» را مورد بحث و بررسی قرار خواهیم داد.
د)حدیث خلفای اثنی عشری
در متون معتبر روایی شیعه و سنی ، روایاتی وارد شده است که خبر از آمدن دوازده امام و خلیفه یا جانشین برای رسول اکرم (ص) می دهد که به نام اثنی عشری خلیفه مشهور است و مسلما از شئون و وظایف مهم رسول اکرم (ص) نجات مردمان از حیرت، جهالت، و فساد بود؛ خلیفه حقیقتی او نیز درای چنین شئون و وظایفی است.
از آن جا که عقیده به اثنی عشری مسلم بوده است ، عده ای از دانشمندان غیر شیعی به دنبال مصداق و تطبیق این حدیث با خلفای بنی امیه و بنی عباس رفته اند، ولی توفیق نیافته اند. بی تردید، بهترین و تنهاترین محل و مصداق، ائمه اثنی عشری مورد پذیرش شیعه است؛ چنان که برخی از دانشمندان غیرشیعی هم بر حقانیت این تطبیق اعتراف دارند.
حال که آمدن دوازده خلیفه، مسلم است و یازده خلیفه آن آمده اند و در حالی که سعادت و نجات بشری از اهداف مهم آنان بوده است، خلیفه دوازدهم کیست و کجاست؟ پاسخ این است که هنوز نیامده و همان مهدی موعود است .
شماری از دانشمندان اهل سنت به صراحت مهدی (عج) را یکی از خلفای دوازده گانه مورد نظر رسول اکرم (ص) برشمرده اند .مانند ابن داود سجستانی[28]، جلال الدین سیوطی[29]، ابن کثیر[30] و غیره.
روایات امام باقر(ع) درباره امام زمان (عج)
از روایات شگفت انگیزی که در مورد حضرت مهدی (ع) آمده است خبری است که از حضرت امام محمد باقر (ع) نقل شده و مربوط است به1290 سال قبل در این روایات حضرت باقر(ع) می گویند: مهدی، بر مرکب های پرصدایی، که آتش و نور در آنها تعبیه شده است سوار می شود و به آسمانها، همه آسمانها سفر می کند. و نیز در روایت امام محمد باقر (ع) گفته شده است که بیشتر آسمانها آباد و محل سکونت است. البته این آسمان شناسی اسلامی، که از مکتب ائمه طاهرین (ع) استفاده می شود، ربطی به آسمان شناسی یونانی و هیئت بطلمیوسی ندارد….و هر چه در آسمان شناسی یونانی، محدودبودن فلک ها و آسمان ها و ستارگان مطرح است در آسمان شناسی اسلامی، سخن از وسعت و ابعاد بزرگ است و ستارگان بیشمار و قمرها و منظومه های فراوانی . و گفتن چنین مطالبی از طرف پیامبر اکرم (ص) و امام باقر (ع) جز از راه ارتباط با عالم غیب و علم خدائی امکان نداشته است4.
سیاست های غرب جهت تخریب سیمای ظهور امام زمان (عج)
در باور اکثر اقوام و ادیان برای روزگا ر، پایانی است و قبل از رسیدن این پایان دوران سختی بشر در پیش است وپس از آن منجی ظهور می کند که این منجی در فرهنگ ما و ادیان اسلامی تفاوتی را دارد.ولی در این که منجی وجود دارد تردیدی نیست و به دنبال ظهور او جدال میان او و دشمنانش شکل می گیرد.
در بین ادیان الهی قوم یهود دیرباز خیلی بیشتر از اقوام دیگر به بحث پیش گوئی و آینده نگری از ابتدا مهزوح بوده است. قبل از ولادت حضرت موسی (ع) هم تولد ایشان پیش گوئی شده بود و بر اساس همان پیشگیری است که فرعون پسران بنی اسرائیل را می کشت و کلاً پیش گویی کردن تعویل و تفسیرهای آینده از تخصص های بنی اسرائیل است با این تصوّر آیا پیامبر آخرالزمان ما از قوم بنی اسرائیل است.
برای مثال در غرب آیا همین هزاره ظهور اتفاق خواهد افتاد آیا سال 2000 سال ظهور است. آیا حضرت عیسی خواهد آمد. از همان نوع جنجالی هایی که به راه انداخته اند که رایانه ها به هم خواهد ریخت و از این حرف هایی که گاه آن را به بحث منجی گرایی ارتباط می دادند این نوع نگاه آینده نگر است یعنی صرفاً پیش گویی آینده.
یک نکته بسیار جالب و مشترک در همه ادیان داریم البته در همه ادیان این مفهوم وجود دارد و نشانی که وقت برای ظهور تعیین می کند دروغ می گوید این مطلب از نکته ای مشترک میان شیعه و سنی و تمام ادیان است و شما هم بارها دیده اید که بسیاری افراد پیش بینی می کند. از سیاست های دنیای غرب برای تخریب عصر ظهور این است که اینها دیگر منتظر نیستند تا عیسی بن مریم که آنها می گفتند دروغگو ست برگردد بلکه برنامه ریزی می کنند. برای آن حادثه ای که باید برای مردمی رخ بدهد که منتظر او هستند و حادثه سازی می کنند. همان طور که می بینیم شبیه سازی می کنند یا ماکت می سازند. آنها تعابیری برای حوادث آخرالزمانی دارند از جمله:
یک گوساله سرخ موی باید در کنار فلان درخت سوزانده شود. مدّتها گوساله های بسیاری پرورش دادند و دیدند نمی شه و سرانجام از طریق ژنتیکی یک گوساله سرخ موی پدید آورند یعنی در واقع دارند حوادث آخرالزمانی را می سازند. این ساخت دو نوع است:
یکی ساخت نشانه ها و تقلّب در این مورد است که انجام می دهند. و در واقع آینده را به گونه ای که خود می خواهد تغییر می دهند دیگری که به نظر من بسیار مهم است اینکه برای روندی که قرار است رخ دهد چه گام هایی باید برداشته شود که صحیح باشد و این آینده تسریع شود. اهمیت این مطلب از آنجا روشن می شود که وقتی ما می گفتیم «یومنون المهدی سلطانه» زمینه ساز تسلط حضرت مهدی می شوند و این زمینه سازی بسیار مهم است البته ما نمی توانیم تغییری از این دست به وجود بیاوریم که مثلاً امام زمان را فردا بیابیم این طور نیست و مصلحت و حکمت الهی در دست خداوند است اما این را می دانیم. «ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم» خداوند جامعه ای را تغییر نمی دهد. مگر اینکه خود جامعه حرکت کند بنابراین اگر قرار بود خداوند همه کارها را خود انجام بدهد لازم نبود منتظر امام زمان (ع) باشیم و این می توانست در دوره های قبل اتفاق بیافتد[31].
در اینجا غرب برای بدست آوردن به اهداف خود ابزارها ی متفاوتی به کار می برد از جمله ژست های علمی و استفاده از هنر و رسانه، در زمینه ژست ها به دو شکل عمل می کنند. یکی تخریب سوابق و ریشه های علمی جوامع است که متأسفانه اتفاق دو بسیاری از کارهای علمی که دقیقاً ریشه های اسلامی یا ایرانی داشت را به نام خود ثبت کردند. در مورد آثار باستانی ما بسیاری از اوقات غفلت می کنیم که بسیاری از آنان را می توان از جایی ربود و سال ها بعد آن را از جایی دیگر در آورد و اعلام کرد که این اثر کشف شده و فلان قدر قدمت دارد. این اتفاق در زمینه های علمی هم رخ می دهد.
دیگر اینکه مثل حیوانی که برای ترساندن حریف دندان نشان می دهد غرب سعی می کند که طرف مقابل را بترساند. مثلاً در فیلم «آرماگدون» چنان تجهیزات و دستگاه های پیچیده ای به رخ مخاطب کشیده می شود که چنین القا می شود که اگر قرار باشد که در عالم اتفاق هولناکی بیفتد، یگانه نجات دهنده فقط اینها هستند و تنها غرب است که چنین قدرتی دارد و جهان را در اختیار دارد دقیقاً مثل حیوان درنده ای که می خواهد شکار خود را بترساند دندان نشان می دهد. این برخوردها ژست های علمی غرب است[32].
در بحث هنر نیز همگی مطلع هستیم که چه فضایی را می سازند اگرچه به ما می گویند: هنر صرفاً باید برای هنر باشد گاهی اشخاص یا هنرمندان ما حرف هایی می زنند که اصلاً توجه نمی کنند کسانی که دارند این حرف ها را می زنند خودشان به آن ملتزم نیستند مثل نظریه «هنر برای هنر» که حرف بی مبنایی است و آنها خودشان هیچ وقت بر مبنای آن عمل نمی کنند.
هالیوود سال هاست که در بستره ای عظیم و با هز ینه های هنگفت فیلم هایی می سازد که بسیاری از آنها دقیقاً مبانی خاصی را پیگیری می کند بخشی از آنها فیلمهای آخرالزمانی است و بخشی دیگر فیلم هایی است که به نظر من به نوعی تبلیغ مسیحیت است.
جهانی سازی غرب
دنیای غرب معتقد است که باید جهانی سازی برای تحقق منافع خود آنان سامان دهی شود. یعنی اگر قرار است ارتباطات نزدیک شود مرزها برداشته شود، فرهنگ یکی بشود و اقتصاد واحد جهانی رخ بنمایاند تسلط با آنها باشد. بر همین اساس است که می گویند در مسیر جهانی شدن دیگران باید در ما حل بشوند و ما باید مسلط شویم کسانی بر این باورند که هنوز قوم یهود در شبه جزیره عربستان و در منطقه یثرب یا مدینه فعلی به مبنای یک پیشگویی تاریخ بود. قوم یهود به دلیل برخی پیش گوئی های دینی خود در یافته بودند که پیامبر آخرالزمان در آن منطقه از شبه جزیره عربستان ظهور خواهد کرد. با این تصویر و تصور که این پیامبرلاجرم از بین ما بنی اسرائیل است پس ما به آن سامان هجرت دهیم تا نبی آخرالزمان از بین ما یهودیان پاک دین متولد شود.[33]
در آنجا قبایلی را تشکیل دادند کشاورزی براه انداختند حتی نقل است قلاع خیبر را با آن امکانات مستحکم نظامی برای حمایت آخرالزمانی تدارک دیده بودند اما بعد که دیدند که نبی آخرالزمان از بین آنها بلکه از بین قریش بر خواست از سر عناد و لجاجت وجود او را منکر شدند و با او از در ستیز در آمدند و شاید به این دلیل است که در چند جا قرآن کریم قوم یهود را در واقع قوم منفوری می داند و اینکه آنها بعضی از اسرار اصرارشان را می دانند ولی کتمان می کنند. پس بحث پیش گویی در قوم یهود بصورت جدی بوده و تا امروز نیز وجود دارد.
امروز بصورت جدی کسانی هستند که پیش گویی های آخرالزمانی ر ا از کتاب تورات در آورده اند و بر مبنای آن تصمیم گیری های روز را می کنند یکی از این باورها باور به جدال نهایی خیره شد یا آرماگدون است طبعاً می دانیم که یهودی ها در رسانه های خبری روز مغرب زمین، در سینمای هالیوود در شبکه های خبری در امپراتوری اطلاعات امروز غرب دست بالایی دارند طبعاً این پیش گویی های دینی در محصولات خبری، فرهنگی، هنری آنها منعکس می شود به غیر از یهودیان در مسیحیان هم فرقه ای هستند به نام اوان جلیکی یا اوام جلیستها از آنها یاد می شود اوان جلیست ها را مسیحیان تبشیری می گویند که گروه خاصی از پروستات ها هستند که با باور آخرالزمانی زندگی می کنند و مدام بشارت فرا رسیدن آخرالزمان را می دهند. باور این گروه خاص مسیحیان به یهودی های افراطی و حتی صهیونیست ها ی مسیحی نیز می گویند هال لینگری یکی از پیشکسوتان و متفکران آخر اوانجلیست هاست جری فالو ر از مشاوران رئیس جمهور آمریکاست[34] و بر مبنای باور اوانجلیت ها الگوی آخرالزمانی دنیا عمدتاً در منطقه خاورمیانه تعریف می شود و منطقه فلسطین کامل اشغالی نقش مهمی دارد و جدال نهائی مسلمانان از یک سو مسیحیان و یهودیان و از سوی دیگر در می گیرد و معتقدند در آن نبرد نهائی که در منطقه ها مجدون (تپه ای که در بیرون اورشلیم) است تمام سپاه خیر در مقابل تمام سپاه شر قرار می گیرد و نهایتاً به زعم آنها سپاه شر (لابد مسلمانها هستند) شکست می خورند و البته در این برد دو سوم یهودیان کشته می شوند این تصور بر مبنای آخرالزمانی آرماگدون شکل گرفته است. اگر شما مایل به مطالعه اخبار پیش گوئی های انجیلی را در مورد آخرالزمان مطالعه کنید در کتاب مقدس باب مکاشفات یوحنا آخرالزمان را خواهید یافت. جالب است بدانید که این باور ارسال های اخیر بسیار رشد کرده است و هالیوود و رسانه های غربی نقش عمدهای در ترویج این تفکر داشته است.[35]
تا جائی که جوان امروز آمریکائی یا اروپائی شاید بیش از جوانان نگاه آخرالزمانی پیدا کرده است نگاه آخرالزمانی یعنی اینکه پایان تاریخ نزدیک است. در دوران فتنه فرا می رسد جدال نهائی بین خیر و شر در شرف وقوع است و در این نبرد باید مردانه ایستاد و در نهایت از طرفداران خیر بود. «در یک باور آخرالزمانی مشترک نه تنها همة اقوام و ادیان و اساطیر به دوران فتنه های آخرالزمانی باور دارند بلکه وجود منجی و دجال هم باورمندند منتهی صفات این منجی و دجال متفاوت است. .
در باور یهودیان مسیحی که ظهور کرده (همان مسیح حقیقی) مسیح عذاب است ولی می گویند مسیح حقیقی در آخرالزمان فرا می رسد و پادشاه حقیقی قوم یهود است و قوم یهود را به سروری عالم می رساند. مسیحیان معتقدند که همان مسیحی که به باور آنها مصلوب شد از آسمان صحبت می کند با نام نازارین که همان گویش ناصری ماست و پادشاه عالم می شود و دشمنان را سر کوب می کند و زرتشتیان معتقدند که سوشیانت چنین فردی است هر کس باور خود را دارد. اما رد باور دجا ل نکات قابل تأملی است:
مسیحیها تلفیقی از دجال وصفیانی را معتقدند که به عنوان دشمن اصلی مسیح مطرح می شود که از او به عنوان یک آنتی کراسیت یا ضد مسیح نام می برند. به عبارت دیگر آنتی کراسیت تلفیق فریبکاری و قدرت و خونریزی و ستمگری است. که در واقع 3 سلسله سپاه شر است طبعاً چون دشمنی را مسلمانان می دانند ضد مسیح آنها صفاتی را دارد که از جهتی شبیه منجی مسلمانان است که ما می توانیم حدس بزنیم که امام زمان ما را، آنها آنتی کراسیت تلقی کنند. در صورتی که در باور ما عکس این ماجرا است [36].در باور ما وقتی حضرت حجت ظهور می کند. حضرت مسیح هم رجعت می کند و به ایشان اقتدا می کنند و همین زمینه ایمان آوردن بسیاری از مسیحیان عالم می شود. ما نیامده ایم به قیمت اثبات امام معصوم خود پیامبر آنها را در واقع تکفیر کنیم و ضد ارزش نشان بدهیم و یا در واقع او را دجال نشان دهیم. ولی رقیب این کار را می کند. و از طریقی رسانه های تصویری کاملاً سعی دارد و لو غیر مستقیم، تصویر دجال یا آنتی کراسیت را با تصویر امام زمان ما یکی کند.[37]
به نظر محقق غرب همواره دنبال وارونه جلوه دادن مقدسات می باشد تا خود سلطه بر همگان داشته باشد که یکی از آنها وارونه جلوه دادن سیمای ظهور امام زمان (عج) و تخریب آن می باشد چون همه ادیان به اینکه منجی خواهد آمد معتقد هستند ولی غرب و سردمداران غربی آنطور که می خواهند سیمای ظهور امام زمان ترسیم می کنند در صورتی که واقعیت چیز دیگری است.
سیاستهای غرب در کشورهای منطقه بخصوص ایران جهت تخریب سیمای ظهور امام زمان(عج)
ایدئولوژی سیاسی انقلاب اسلامی ایران که بر اساس قالب های هویتی اسلامی شیعی شکل گرفته بود، نه تنها بر جهتگیری سیاست خارجی کشورهای اسلامی تاثیرات ژرف و قابل توجهی برجای گذاشت، بلکه گفتمان سیاسی و ادبیات مبارزه و مقاومت مسلمانان را به گونه مشهودی دگرگون ساخت.
1-مهم ترین هدف راهبردی ایالات متحده آمریکا از زمان پیروزی انقلاب اسلامی ایران تاکنون این بود که انقلاب اسلامی و جنبش های مبارز شیعی متاثر از ایران را از ابتدای دهه 80 میلادی ، کنترل و مهار کند. ژنرال های آمریکایی و نمایندگان پنتاگون در آوریل 2003 میلادی، با ابراز نگرانی از ژئوپلیتیک متحول تشیع در خاورمیانه وبه منظور بررسی راهبرد آمریکا در مقابل شیعیان، نشست محرمانه ای برگزار کردند و به این نتیجه رسیدند که برای ایجاد امنیت در خاورمیانه ، باید به جای هلال شیعی، در کشورهای منطقه، هلال دموکراسی به وجود آید. آنان به وضوح دریافتند که در صورتی می توانند منافع و مطلوبیت های خود را در جهت اسلام گسترش دهند که مقاومت گرایی شیعه را که نماد ایستاگرایی و محور مقاومت در دنیا اسلام است به حداقل ممکن کاهش دهند. از نظر مقامات کاخ سفید، مهار جمهوری اسلامی ایران با تعدیل قدرت معنوی و کاهش دامنه بازیگری و نفوذ ایران در جهان اسلام و منطقه، مترادف است. بر این اساس آن ها سعی دارند با راه اندازی جنگ سرزمین ایران و کشورهای منطقه، به ویژه کشورهای عربی، استراتژی مهار و جنگ سرد علیه ایران را اجرائی کنند . مطرح کردن موضوع هلال شیعی و مخاطره آمیز جلوه دادن ان برای کشورهای عربی و اهل سنت ، ایحاد تقابل قوی – فرقه ای در منطقه ، القای خطر ایران برای ثبات منطقه ، تضعیف تشیع و تخریب آرمان ها و اعتقادات فرهنگی سیاسی شیعیان و تبدیل آن ها به هراس بین المللی، در راستای استراتژی کهن انقلاب اسلامی ایران قابل تحلیل است.
2- تلاش برای عدم دست یابی جمهوری اسلامی ایران به فناوری های حساس، بخش دیگری از برنامه راهبردی مهار جمهوری اسلامی ایران است. دسترسی به فناوری صلح آمیز هسته ای، ایران را در زمره کشورهای هسته ای جهان قرار می دهد که با ورود به باشگاه هسته ای جهان، در کنار مولفه هایی مانند ژئوپلیتیک، ژئواکونومیک ، قدرت سخت، قدرت نرم، مولفه های اعتقادی دشمن ستیزانه ، ذخائر غنی نفت و گاز و .. ایران را به قدرت برتر منطقه تبدیل می کند. این مهم علاوه بر این که معادلات منطقه ای را تغییر می دهد، روند چند جانبه گرایی در نظام بین المللی را نیز تسریع کرده، و فناوری تحرک بیشتری را برای سایر بازیگران جهانی به ویژه چین، روسیه و اروپا فراهم می سازد . به عبارت دیگر، دست یابی ایران به فناوری صلح آمیز هسته ای ،آغازی است بر یک پایان و آن ،پایان نظم هرمونیک و یک جانبه گرایی در محیط بین المللی و رویایی قرن 21 و ایجاد جهان شمولی آمریکاست و شاه بیت راهبرد مهار جمهوری اسلامی ایران، تلاش برای عدم دست یابی به فناوری صلح آمیز هسته ای است. پیروزی های شگفت انگیز رزمندگان اسلام در جبهه های نبرد با رژیم بعث عراق و نیز چریک های شیعه جنبش آمل و حزب الله لبنان در ابتدای دهه هشتاد میلادی ، مقامات غربی را بر آن داشت تا برای مقابله با آن چاره ای بیندیشند. دکتر مایکل برانت، عضو ارشد سابق سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا(C.I.A) و عضو فعال بخش شیعه این سازمان بعد از این که به سبب اتهام فساد مالی از کار برکنار شد، بخشی از اسرار محرمانه و پشت پرده ای را در این باب افشا کرد . او در کتاب نقشه ای برای جدایی مکاتب الهی می گوید: ما دیدیم که مذهب تشیع از سایر مذاهب اسلامی ، فعال تر و کارآمدتر است. بنابراین ، در گردهمآیی مقامات سیا و نمایندگان سرزمین های اطلاعات انگلستان، تصویب شد برای مطالعه اسلام شیعی و برنامه ریزی برای به انزوا کشیدن آن ، بخش مستقلی تاسیس شد و با بودجه چهل میلیون دلاری کار خود را آغاز کند . این بودجه برای سازمان دهی مبارزه با تشیع به مبلغ هفتصد میلیون دلار افزایش یافت و برنامه ریزی به طور منظم در سه مرحله صورت گرفت : الف) گردآوری اطلاعات و آمار ب) تعیین اهداف کوتاه مدت مانند برنامه های تبلیغی علیه تشیع و ایجاد اختلاف میان شیعیان و پیروان سایر مذاهب اسلامی ج) تعیین اهداف بلند مدت که عبارت بود از انهدام و حذف اصول تشیع ، به طوری که جز نامی از شیعه چیزی نماند.
ما دریافتیم که به طور کلی، مراجع شیعه در طول تاریخ از حکومت ها تبعیت نکرده اند، برای همین ، بریتانیا با فتوای آیت اله شیرازی [میرزای بزرگ] شکست خورد و صدام نیز با همه قدرتش نتوانست حوزه علمیه نجف را به تسلیم وادارد و آن چنان که مجبور شد چندین سال آن را محاصره کرده و نسبت به آن سخت گیری کند و امام موسی صدر در لبنان، ارتش انگلستان ، فرانسه، و اسرائیل را به هزیمت واداشت و آیه الله خمینی در ایران موفق شد جزیره ثبات آمریکا را بی ثبات کند.
وی در ادمه می گوید:
مسئله عاشورا و شهادت در راه خدا، از جمله مسائل مهمی است که ما در سرویس اطلاعات آمریکا و انگلستان برای آن حساب ویژه ای باز کرده ایم. زیرا این مسئله برای شیعیان، فرهنگی نورانی و شعله ور است . ما مشاهده می کردیم که این فرهنگ ، هر سال با مراسم عزاداری حسینی ، تا اعماق وجود رسوخ می کند و این عنصر فقط در دکترین شیعه برجسته است. برای همین تصمیم گرفتیم که با ایجاد خلل در عقاید شیعه و انحراف مفاهیم محوری، آن را تضعیف و منزوی کنیم…. ما دریافتیم که هیچ راهی برای مقابله مستقیم با شیعیان وجود ندارد و شکست آن ها به دلیل فرهنگ شهادت طلبی (عاشورا)و مقاومت (انتظار) از این طریق فوق العاده دشوار خواهد بود. لذا ناچار هستیم در پشت پرده با حمایت از مخالفان این جریان، شیعیان را تکفیر و آنان را به نوعی از جامعه اسلامی جداسازی کنیم.[38]
شایان ذکر است که سازمان سیا در اقدامی هدفمند به فیلتر کردن و سانسور گسترده اظهارات بیان شده از سوی این کارشناس سابق خود در فضای مجازی و سایت های اینترنتی و شبکه های اجتماعی مبادرت ورزیده ، به طوری که جست و جو برای یافت این، کانون های اندیشه آمریکا، از قبیل اینترپرایز و موسسه مطالعات خاورمیانه، تحقیقات گسترده ای را درباره شناسایی مرجعیت شیعی و باورهای تشیع صورت داده اند. پژوهش هایی با عنوان «آخرین مرجع: آیه الله سیستانی و قدرت دینی سنتی تشیع ، به قلم مهدی خلجی، در آمریکا، و از سوی موسسه تحقیقاتی سیاست های خاورنزدیک واشنگتن ، و واکاوی شخصیت آیت الله خامنه ای به قلم کریم سجادپور در دسامبر 2009 از طرف موسسه کارنگی برای صلح جهانی ، از این قبیل اقداماتند.
اقدامات غرب جهت تخریب سیمای ظهور امام زمان (عج)
الف : اقدامات سیاسی غرب
حکومت انگلستان که در ظاهر فرماندهان قشون مخالفان و دشمنان مهدی سودان را در دست گرفت، در نهان، عامل تجزیه سودان و مصربود و در واقع مهدی سودانی را هدایت می کرد؛ لذا ژنرال گوردون پاشا از طرف دولت انگلستان، در ژانویه 1884، به سودان فرستاده شد تا مدرن ترین وسایل زندگی را برای مدافعان سودانی یا پیروانی مهدی سودانی فراهم آورد.[39]
این حمایت پنهان استعمار، در گروه های دیگر [بابیت و بهاییت، قادیانیه و مدعیان اخیر] نیز دیده می شود و مسلما با توجه به اقلیت بودن مدعیان و کمبود امکانات آن ها، حمایت مادی و معنوی منابع قدرت و ثروت جهانی را از آن ها ، می تواند در جذب مردم به آنان کمک کند.
از طرفی استعمارگران از دیرباز به فکر پیدا کردن جای پا در سرزمین های دیگر به خصوص مناطق اسلامی بوده اند تا از سرمایه های انسانی و مادی آن ها کمال استفاده را ببرند و یکی از راه ها ایجاد اختلاف و درگیری بوده است. ضعف حکومت های غربی در مصر و سودان زمینه ای بود تا انگلستان به دنبال پیدا کردن ردپا و تثبیت نفوذ و قدرت خود در آن کشورها باشد.
شورش و انقلاب در سودان توانست، عامل دخالت بیشتر در مصر به بهانه حمایت از آنها در برابر تهدیدهای خارجی در سودان باشد؛ لذا وقوع انقلاب مهدی در سودان از طرفی زمینه جدایی آن کشور از مصر را ایجاد میکرد و از سوی دیگر پس از ایجاد آشفتگی در سودان شکست نهایی آن ها، باعث می شد که استعمار نفوذ خود را در سودان بیشتر کند. در واقع حمایت انگلستان از مصر، ظاهری بود و در حقیقت هدف آزادی سودان از حکومت و نفوذ مصر بوده که این جدایی، خود باعث ضعف هر دو کشور و ایجاد حکومت های دست نشانده در آن می گشته است.[40]
مسیحیان صهیونیست، آخرالزمان را همراه با ظهور حضرت مسیح(ع) و تشکیل حکومت جهانی توسط وی می دانند، اما این ظهور به مقدماتی نیاز دارد. بر اساس اعتقادات این مکتب نوظهور، حوادثی باید به وقوع بپیوندد تا مسیح (ع) دوباره ظهور کند. پیروان این فرقه، وظیفه شرعی خود می دانند تا برای تسریع در عملیاتی شدن این حوادث مهم، کوشش کنند . این وقایع و حوادث آخرالزمانی که پیش درآمد ظهور حکومت مسیح (ع) است، به تفصیل در پی می آید.
1-تخریب مسجدالاقصی و بازسازی معبد سلیمان(ع)
صهیونیست های مسیحی ، معتقد به نزدیک شدن آخرالزمان هستند و برای این واقعه، زمینه هایی را لازم می دانند که از جمله آن ها تخریب مسجد الاقصی ، اولین قبله گاه مسلمین و مسجد قبه الصخره و ساخت معبد ( هیکل)جدید سلیمانی به جای آنهاست. بنیادگران مسیحی معتقدند حضرت عیسی(ع) تنها زمانی ظهور خواهد کرد که مسجد الاقصی و قبه الصخره تخریب شود و جای آن ، معبد سلیمان بازسازی گردد و این معبد پایتخت حکومتی عیسی مسیح (ع) در نظر گرفته شود. صهیونیست ها بر مبنای اسطوره دیاسپورا معتقدند، در سال 70 میلادی رومی ها معبد سلیمان را به آتش کشیدند و یهودیان را از بیت المقدس و ایالت یهودیه بیرون راندند و براین مبنا، دوران طولانی تبعید آغاز شدکه آن را دیاسپورا یا دوره آوارگی و پراکندگی قوم می نامند.[41]
افسانه دیاسپورا که از نظر یهودیان سرآغاز سرگشتگی و بی خانمانی است، نوعی نوستالژی دائمی بازگشت به سرزمین فلسطین و بازسازی معبد سلیمانیه را دردل یهودیان زنده نگه داشت. به اعتقاد مسیحیان صهیونیست و بنیادگرایی بازسازی معبد، پیش گوئی های کتاب مقدس و آمدن مسیح را تضمین می کند.[42]
یهودیان و مسیحیان صهیونیست معتقدند باید این دو مسجد را منهدم و به جای او معبد بزرگ را بنا کنند. آنان تسلط غیر یهودیان و به خصوص مسلمانان به بیت المقدس را تسلط شیاطین بر این اماکن مقدس تلقی می کنند و معتقدند، تا زمانی که این امر ادامه داشته باشد، عیسی مسیح ظهور نخواهد کرد. آنان به خوبی می دانند که تخریب قبله اول مسلمین، باعث تحریک احساسات مذهبی آنان و در نتیجه، بروز جنگ خونین و گسترده خواهد شد؛اما مهم است که چنین جنگی باید درگیردتا مسیح ظهورکند. بنابراین،تخریب مسجدالاقصی و قبه الصخره علاوه بر مهیا کردن شرایط برای ساخت معبد سلیمان، زمینه را برای بروز نبرد بزرگ آخرالزمان فراهم می کند که این امر، کاملا اخلاقی و منطبق با آموزه های دینی مسیحیان صهیونیست است. همچنین ذکر این نکته نیز ضروری است که یهودیان در تئولوژی مسیحیان صهیونیست، تنها با دیگران در تراژدی آخرالزمان مسیحیت هستند.
بیش از نیم قرن است که پروژه اکتشاف بقایای معبد سلیمان در طبقه زیرین مسجد الاقصی در حال انجام است و تونل های بسیاری در زیر زمین این مسجد حفر شده است و پایه های آن را به طور کامل سست کرده اند تا با کوچک ترین زلزله خفیفی که در اورشلیم رخ دهد، مسجد الاقصی فرو ریزد . از سال 1927 میلادی بدین سو، در مسجد الاقصی و قبه الصخره ده ها بار مورد حمله یهودیان و مسیحیان افراطی قرار گرفته است .در سال 1967 میلادی ، مسیحی ای به نام «میشل روهن» در مسجد الاقصی آتش افروخت، او معتقد بود نباید هیچ مسجدی در این سرزمین باقی بماند تا یهودیان بتوانند به سرزمین نیاکان خود بازگردند و معبد خود را بسازند و آن گاه انتظار بازگشت مسیح به سر آید.
گفتنی است، در یکم ژانویه 1976میلادی روزنامه نیویورک تایمز اطلاعیه ای با امضای 105 کلیسای پیرو صهیونیسم مسیحی از سراسر آمریکا چاپ کرد که در آن آمده بود : « هر کس با خواست صهیونیست ها درباره زمین های دولت اسرائیل مخالفت کند، نه تنها با اسرائیل، بلکه با خدا و تاریخ می جنگد.»[43]
جریان مسیحی صهیونیست عقیده دارد که تخریب مسجد الاقصی و ساخت معبد سوم سلیمان به جای این مسجد، شرط ظهور حضرت مسیح (ع) است و بدون ساخت این معبد، مسیح هرگز ظهور نخواهد کرد. گروه های تندرو صهیونیست بر این باورند که بنای قدیمی اول و دوم معبد سلیمان در زیر مسجد الاقصی است و این مسجد بر خرابه های معبد سلیمان ساخته شده است. لذا برای تجدید بنای معبد، راهی جر ویرانی مسجد الاقصی وجود ندارد.
2- بازگشت یهودیان به ارض موعود و تشکیل دولت یهود
اندیشه تشکیل دولتی یهودی در فلسطین، جایگاه ویژه ای در میان صهیونیست های مسیحی دارد . اینان در پاسخ به مسئله آخرالزمان، آموزه هایی را ارائه کردند که مهم ترین آن، تشکیل حکومت یهودی در فلسطین است. بر این اساس پایان تاریخ و ظهور حضرت مسیح (ع) منوط به تشکیل حکومت یهودی در فلسطین خواهد بود.
کشیش ویلیام بلاکستون در سال 1908 میلادی، کتابی با عنوان مسیح می آید تالیف کرد. در این کتاب، نگارنده به مسیحیان جهان وعده داده بود در سالی که درفلسطین، کشور صهیونیستی اسرائیل تاسیس شود، مسیح دوباره ظهور خواهد کرد برای تحقق این هدف، دولت انگلستان با تهاجم های فرهنگی و نظامی خلافت عثمانی را متلاشی کرد و در جنگ جهانی اول، ارتش انگلستان سرزمین فلسطین را که بخشی از قلمرو خلافت عثمانی ترکیه بود تصرف و تجزیه کرد. آرتور جیمز بالفور، وزیر امور خارجه وقت انگلستان، در بیانیه ای معروف به «اعلامیه بالفور» تعهد کرد که دولت انگلستان به یهودیان سراسر جهان، برای مهاجرت به اراضی مقدس فلسطین یاری میدهد و در تشکیل کشور صهیونیستی اسرائیل در فلسطین فعالیت کند. یهودیان با این نیت از سراسر جهان فراخوانده شدند تا کشور اسرائیل را درگستره ای از رودخانه نیل تا امتداد شط فرات به وجود آورند. یهودیانی که به این درخواست مهاجرت، در جهت تسریع پروژه آخرالزمان سازی، پاسخ مثبت می دهند، اهل نجات خوانده بود و مورد حمایت های مالی و تسهیلاتی، از جمله رفع مشکل مسکن از سوی دولت اسرائیل و سرمایه داری صهیونیست قرار می گیرند.
به نظر محقق غربی ها برای نشان دادن چهره واقعی خود و ترسیم وارونه عصر ظهور حتی با تشکیل دولت هایی مثل یهود و غیره که بیشتر مردم طبقات پایین جامعه هر تمدنی ضربه خواهد خود استکبار ستیزانه در جهت تخریب سیمای ظهور امام زمان هستند و با حمایت های مالی و تسهیلاتی کشورهای تابع خود سعی بر کرسی نشاندن حرف خود دارند ولی اینها هستند که نابود خواهند شد.
ب : اقدامات نظامی غرب
1- جنگ مقدس آرماگدون
آرماگدون از دوکلمه یونانی «هار» و «مجدو» تشکیل شده که هار به معنای «کوه» و مجدو به معنای «سرزمین حاصل خیز» است . آرماگدون از لحاظ جغرافیایی، نام منطقه ای باستانی در نزدیکی بیت المقدس است که در قدیم، شهری استراتژیک و طبیعتا پرنزاع بوده است ، ولی هم اینک به جز خرابه ای از آن جا برجای نمانده است. این واژه در معنای اصطلاحی، به نبرد نهایی حق و باطل در آخرالزمان تعبیر شده است.
جنگ مقدس در ادبیات صهیونیستهای مسیحی، با عنوان آرماگدون شناخته می شود و روزی که نبرد نهایی مقدس آغاز شود، مسیحیان دوباره تولد یافته، مسیح را دیدار خواهند کرد و در جوار او، هزاره خوش بختی را آغاز می کنند . در این نبرد که بین مسیح و ضد مسیح و پیروانشان در خواهد گرفت و زمانی که ضد مسیح در حال دست یابی به پیروزی است، مسیح همراه نومسیحیان متولد شده ظهور خواهد کرد و ضد مسیح را در پایان این جنگ نهایی شکست خواهد داد و حکومت واحد جهانی به رهبری مسیح با پایتختی بیت المقدس، تشکیل خواهد شد .
گروه های مسیحی بنیانگرا به معنای ادبی کتاب مقدس به مثابه کلام خدا باور دارند و بر اساس ایده دهری گرایی و تقسیم تاریخ بشری معتقدند پیش از آخرین دوره تاریخ که همانا حکومت الهی مسیح (ع) است حوادث مهمی اتفاق می افتد که از آن جمله، آرماگدون یا آخرین جنگ بزرگ است. آرماگدون برگرفته از نام تپه «مگیدو» واقع در صحرایی به همین نام در اسرائیل است. جنگ آرماگدون تنها پس از گرد همایی و استقرار یهودیان به عنوان یک ملت در سرزمین موعود، به وقوع خواهد پیوست.
گروه های مسیحی بنیادگرا اعتقاد دارند که خداوند، سعادت دنیا را به یهودیان و سعادت اخروی را به گروه های مسیحی عطا خواهد کرد. به همین دلیل به آن ها، مسیحیان از نو زاده شده می گویند. مسیحیان صهیونیسم معتقدند، آرماگدون را نخواهند دید و هیچ گونه تألمات ناشی از این دوره را نیز متحمل نخواهند شد، زیرا خداوند در واقعه «ریچر» آن ها را به آسمان ها خواهد برد . به این ایده که از سوی کلیسا نیز پذیرفته شده است هزاره گرایی می گویند، زیرا گفته می شود در کتاب مقدس تورات به وقوع این جنگ در هزاره سوم اشاره شده است. از سوی دیگر، مسیحیان صهیونیسم بر این عقیده اند که عیسی مسیح (ع) در این جنگ، از آسمان به زمین بازخواهد گشت و دجال را می کشد و بعد از آن، پادشاهی خود را آغاز نخواهد کرد و دوران صلح جهانی آغاز خواهد گردید .
مسیحیان بنیادگرا از آن جا که معتقد به وجود هفت مرحله گذار در کتاب مقدس هستند، خود را تدبیرگرایان یا دهری گرایان می دانند. مراحل پیش گوئی های هفت گانه کتاب مقدس عبارتند از : بازگشت یهودیان به فلسطین ، ایجاد دولت یهود و احداث مجدد هیکل سلیمان، موعظه شدن انجیل در تمام دنیا، به بهشت رفتن ایمان آورندگان ، هفت سال دوران فلاکت که سرانجام یهودیان با پیروان دجال به نبرد می پردازند ، وقوع جنگ آرماگدون در صحرای میگرو اسرائیل، شکست لشکریان دجال و آغاز پادشاهی مسیح در اورشلیم. رهبران مذهبی فرقه های پروتستان ودر ایالات متحده و انگلستان، اعتقادات یاد شده را در چند دهه گذشته به شدت در آمریکا و جوامع اروپایی تبلیغ و ترویج کردند. در اوایل سال 2001 میلادی هال لیندسی، کشیش آمریکایی کتاب در پیش گوئی های انجیل، جای آمریکا کجاست را تالیف کرد که یکی از پرفروش ترین کتاب های دهه 2000 میلادی در آمریکا به شمار می آیند . نویسنده در این کتاب بعد از بیان نقش آمریکا در جنگ جهانی آرماگدون ، در پی اثبات این مطلب است گه دولت آمریکا، رهبری این جنگ را عهده دار خواهد بود . حتی دولت آمریکا در رواج جنگ سرد بر ضد شوروی سابق، موشک های هسته ای قاره پیمای خود را «شمشیرهای جنگ مقدس» نامیده بود .
پیروان این مکتب افراطی بر این مطلب اذعان دارند که عملیات طوفان صحرا (1991م) بر ضد عراق، مقدمهای برای جنگ مقدس آرماگدون بوده است. مسیحیان صهیونیست برامده از پروتستان در آمریکا ، انگلیس و کشورهای اروپای شمالی معتقدند ، مسیح در امور خاورمیانه همواره به سود اسرائیل مداخله کرده ، با یهودیان صهیونیست، مخرج مشترک واحد و هم پوشانی اعتقادی وجود دارد و آن، کمک به تشکیل دولت اسرائیل بزرگ از نیل تا فرات است که آن را خواست مسیح می داند. مسیحیان صهیونیست بر این باورند که هر عملی که از سوی دولت اسرائیل انجام می شود، در حقیقت از سوی مسیح طراحی شده است و باید از سوی مسیحیان سراسر جهان مورد حمایت قرار گیرد. آمریکا ، انگلیس و کشورهای غربی طرف دار این ایده، با تزریق کمک های مالی و تبلیغاتی خود به این رژیم غاصب (موشک های اتمی، تسلیحات شیمیایی، میکروبی، بمب های هیدروژنی و ..) اسرائیل را به انبار مهمات و پادگان نظام غرب تبدیل کرده اند که در خدمت صهیونیست جهانی هستند.
از آن جا که موجودیت اسرائیل با منافع غرب پیوند خورده بود، از آمیزش غرب با صهیونیست، طفل نامشروع اسرائیل پا به عرصه جهان گذاشت تا حافظ منافع والدین خود در خاورمیانه باشد.
2- ظهور مسیح (ع) و تشکیل حکومت جهانی
روزی که جنگ نهایی مقدس (آرماگدون ) آغاز شود، تمام مسیحیان پیرو اعتقادات «عملی کردن خواسته های مسیح» که مسیحیان دوباره تولد یافته اند، مسیح را دیدار خواهند کرد و به کمک سفینه ای بزرگ از دنیا به بهشت حمل خواهند شد و آنان را از بهشت همراه مسیح نظاره گر نابودی جهان و عذاب سخت در این جنگ مقدس خواهند بود. در این جنگ جهانی، زمانی که ضد مسیح در حال دست یابی به پیروزی است، مسیح به همراه مسیحیان دوباره تولد یافته، در جهنم ظهور خواهد کرد و ضد مسیح را در پایان این جنگ جهانی مقدس شکست خواهد داد و حکومت واحد جهانی به رهبری مسیح با پایتختی بیت المقدس تشکیل خواهد شد. پایتختی که از سوی مسیحیان و یهودیان صهیونیست ، پیش از آغاز جنگ جهانی ساخته شده است و محل حکومت جهانی مسیح خواهد بود . اعتقاد به ظهور مجدد مسیح (ع) و تشکیل حکومت جهانی به دست ایشان ، در زمره اعتقادات خاص صهیونیست مسیحی است. از دیدگاه آنها ظهور حضرت مسیح، مرحله پایانی رویدادهای آخرالزمان است با حضور وی دنیا به آخر رسیده و از آن پس ، صلح حقیقی تمام جهان را فرا خواهد گرفت. بر این اساس ، تامین صلح پایدار، تنها در آخرالزمان و با ظهور حضرت مسیح میسر خواهد بود و تلاش در جهت تحقق آن پیش از آخرالزمان ، تلاشی بیهوده است.
به نظر محقق سردمداران غربی به جای استفاده درست از منابع نظامی و انسانی که همواره در دست دارند اگر بجای تخریب سیمای ظهور امام زمان آن طور که هست و واقعیت دارد ظهورشان را ترسیم کنند منفوریت کمتری خواهند دید و کمتر شکست نظامی خواهند خورد چون با این استراتژی و جلب نظر و عقیده بر ملت ها راحت تر می توانند حکمرانی و تسلط داشته باشند.
ج : اقدامات فرهنگی غرب
نقش دشمنان اسلام در پیدایش، رشد و تقویت مدعیان، امری انکار ناپذیر است. فرستادن جاسوس های خاص برای زندگی در دنیای اسلام و سوء استفاده از آموزه های مورد اختلاف مسلمانان و تشکیل فرقه ها و تفرقه در دنیای اسلام از راهکارهای همیشگی دشمنان بوده است. در این جا از تکرار مطالب پیش خودداری کرده، و تنها به چند نمونه دیگر از جایگاه استعمار اشاره می کنیم .
1- غرب و فرهنگ اصیل ایرانی
ایران از زمان فهلویون تاکنون، حکیمان فراوانی داشته، خاستگاه تصوف شرقی بوده است. با ورود اسلام و قرآن، معارف روحانی و عرفانی رونق گرفت. این مفاهیم شیعی با ذوق حکمای ایرانی سازگار بود، از جمله این مفاهیم منجی ، موعود، انسان الهی و … بود. فرقه های منحرف نیز با بهره گیری از این زمینه ها به رشد پرداختند، استعمار نمی توانست در ایران شیعی گروهی مثل وهابیت را با کامیابی راه اندازی کند: لذا با استفاده از زمینه های فرهنگی متناسب موجود در ایران به تدریج فرهنگ افراطی به اصطلاح عرفانی فراتر از قرآن و اهل بیت را ترویج کرد، که جریان بابیت از این نمونه است. تساهل و اباحی گری صوفیانه [مانند جریان اخلاقی قره العین و دیگر پیروان باب] ، سکولاریزم [جدایی دین و سیاست] که بعدها در بهاییت دنبال شد از این نمونه است. وابستگی ها و ارتباط این فرقه ها با استعمار (انگلیس، روسیه و آمریکا) و اقدام های پنهان آن ها همواره مانعی در راه عرفان حقیقی و تشیع و مهدویت اصیل بوده است.[44]
2- نفوذ استعمار در مراکز و امور فرهنگی
برخی نشریات مبتذل -که از اعضای قدیم حلقه کیان هستند – به گسترش خرافی گری و عرفان جعلی مشغول شده اند و در آن عرفان های صهیونیستی ترویج می شود. همزمان با تلاش آمریکا و اسرائیل در ترویج خرافه گرایی و شبه عرفانهای مدرن، جهت گیری فعلی برخی نشریات داخلی، نیز در ترویج امثال بودیسم بوده است. یکی از دست اندرکاران پیشین یک هفته نامه داخلی به نام آقای م . س. هم اکنون در سازمان سیا حضور دارد و با تلویزیون فارسی آمریکا همکاری می کند. این هفته نامه رویکردی جدید را با طرح مطالبی با عناوین «حملات جنّ به انسان ها»، «از مرد بدشگون» و «طلسم شدن در قبرستان»آغاز کرده است و آموزه های فرقی چون بهاییت را منتشر می سازد. در حالی که همین افراد دولت فعلی را به ترویج خرافات دینی متهم می کنند.[45]
این خبر و امثال آن نشان می دهد که رویکرد جدید گروهی از مردم به مدعیان عرفان ، ملاقات با امام زمان و نیز مدعیان نیابت یا مهدویت، از سوی مراکز استعماری با حمایت مالی، اخلاقی و … همراه شده است.
همچنین بسیاری از گروه های مدعی، مستقیم یا غیر مستقیم، از بیگانگان دستور گرفته اند، و حتی بیگانگان در این راه برنامه ریزی کرده اند.[46]
3- تشکیل مراکز فرهنگی از سوی استعمار
علاوه بر جریان دامنه دار سینمای هالیوود که در بسیاری از تولیدات خود به تخریب موعود حقیقی ادیان می پردازد و جنگ ها و خشونت های دشمنان اسلام را به پای مبارزه با دجال می گذارد حتی در عرصه نمایش نامه هایی که در کشورهای اسلامی و از جمله ایران – نفوذ کرده نیز می توان ردپای تحقیر و تمسخر آموزه های مهدویت را یافت (مانند نمایشنامه در انتظار گودی). روشن است که این برنامه ها خود، زمینه انحراف افکار عمومی از حقیقت مهدویت و بدبینی آنها به منابع اسلامی را فراهم می کند و این نیز باعث رشد و تقویت مدعیان دروغین می شود.[47]
4- ایجاد جریان های فکری انحرافی مانند بابیه، اسماعیلیه ، بهائیت، و اهداف آن ها
در جریان بابیه، تشکیلات منظم در پیروان و رهبران، انحصار طلبی و خشونتی را پدید آورد که اهداف استعماری بیگانگان در مورد ایجاد تروریست های به اصطلاح مذهبی را تقویت می کرد. لذا بابیه، گروه تروریستی خاصی به نام «فصاد الاحدیه» [رگزن های فدایی] را راه اندازی کرد که با ترور، زمینه توفیق موعود دروغین خود را فراهم می کرد و این نشانه فریب پیروان در حد بالاست. همچنین در جریان شهادت شهید ثالث (ملامحمدتقی برغانی) دستور ترور او توسط قره العین دفتر برادر و نیز عروس شهید ثالث) متهورانه و بدون عاقبت اندیشی صادر شد و آن را تکلیف خود می شمارد.
اسماعیلیه نیز فرقه ای هستند که همانند بابیه فردی به عنوان ناطق را مظهر عقل کامل می دانسته و مقامی مانند پیامبران برای او قائل هستند. آنان او را ناسخ شریعت قدیم می دانند و اسماعیل فرزند امام صادق(ع) را ناطق هفتم و قائم می دانند[48]
یهودیان نقش بسزایی در پیدایش و گسترش بابیه و بهائیه داشته اند، یهودیان مشهد مسلمان شدند، و همین افراد تازه مسلمان نخستین کسانی بودند که بابی شدند. ورودی بابی گری به سیاهکل نیز توسط یهودی نومسلمان یعنی میرزاابراهیم صورت گرفت و این گروه در دایره المعارف یهود به عنوان یهودیان مخفی (آنوسی ها) دسته بندی می شوند، که مرتدین این دسته بندی را برای فریب افکار عمومی انجام دادند ولی در واقع بنابر نوشته «والتر میشل» (محقق یهودی) این ها مخفیانه به یهود پایبند بودند.[49] ورود این افراد به محافل بابی و بهائی هم برای ایجاد سیاهی لشکر کسانی بود که بر ضد اسلام قیام می کنند . از طرفی حسینعلی بهاء (موسس بهاییت) تجمع و عزت یابی یهود در ارض موعود و فلسطین را مطرح می سازد.[50] و عباس افندی رهبر مردم بهائی در سال 1907م، فلسطین را محل تحقق وعده های الهی در بازگشت سلطنت داوودی و حکومت قوم یهود، معرفی می کند.[51]
به نظر محقق دنیای غرب که برای نهادینه کردن واژگونه سیمای ظهور امام زمان (عج) از طریق اقدامات فرهنگی که انجام می دهند در چاهی که خود کنده اند با تلاش و دست و پا زدن بیشتر، بیشتر فرو می روند چون عصر، عر تکنولوژی است و واقعیت ها زود بر ملا و دستشان زود رو می شود هر چند در بعضی اوقات موفق هم عمل کنند ولی یدالله فرق ایدیهم .
نتیجه گیری
غربی ها همواره با سیاست های کوتاه مدت و بلند مدت خود و اقدامات در زمینه فرهنگی ، نظامی ،سیاسی کوشید اند چهره ی مهدویت و ظهورش را وارونه جلوه دهند
1- ما باید با بهره گیری از آموزه های دینی مبتنی بر قرآن و روایات چهره واقعی ظهور امام زمان (عج) را بشناسیم و مشت محکمی بر دهان غربی های یاوه گو بزنیم.
2- سیاست های غرب جهت تخریب سیمای ظهور امام زمان (عج) در جهان به خصوص کشورهای منطقه مثل ایران که انقلاب اسلامی را به وجود آورد بر این بوده که آن ها را مهار و کنترل کند.
3- برخی از اقدامات سیاسی غرب جهت تخریب سیمای ظهور امام زمان (عج) از قبیل بازگشت یهودیان به ارض موعود و تشکیل دولت یهود و تخریب مسجد الاقصی و غیره است.
4- غرب اقدامات نظامی را همواره جهت تخریب سیمای ظهور امام زمان (عج) به کار بسته که نظیر جنگ مقدس آرماگدون و غیره است.
5- برخی از اقدامات فرهنگی غرب جهت تخریب سیمای ظهور امام زمان از قبیل نفوذ استعمار در مراکز و امور فرهنگی و ایجاد جریان های فکری ، انحرافی و غیره است.
پیشنهادات
1- با بیان این مطالب در درجه اول شناساندن صحیح سیمای مبارک امام زمان و ظهور ایشان به فرزندانمان می تواند از درجه اهمیت بالایی برخوردار باشد چرا که توطئه دشمن و برنامه ریزی او جهت تخریب این جایگا ه به گونه ای است که نفوذ او در بین جوانان و نوجوانان محسوس تر می باشد.
2- تهیه جزوات آموزشی CD، بازی های رایانه ای تولید نرم افزارهای مربوط به امام زمان برای کودکانمان، جوانان و نوجوانانمان در جهت شناساندن هر چه بهتر سیمای ظهور آن حضرت می تواند موثر باشد.
3- اختصاص یک کتب درسی مجزا در این باب (مهدی شناسی) 3و2و1 که در دوره ابتدائی و راهنایی و دبیرستان تدریس گردد.
4- برگزاری همایش ها ، کنفرانس ها ونشست ها و جلسات درباره این موضوع می تواند چهره خباثت بار غرب را بیشتر و بیشتر به همگان بنماید.
منابع و ماخذ
1) اسحاقیان، جواد، پیچک انحراف و زمینه های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی گرایش برخی از مردم به مدعیان مهدویت و نیابت در دو قرن اخیر، بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود (عج)، نوبت چاپ پنجم، بهار 1391، تهران
2) حتمی، عباس، منتهی الامال، بی جا، انتشارات هلال، 1376،ج دوم
3) حسینی دشتی ،سید مصطفی، معارف و معاریف (دایره المعارف جامع اسلامی) ، ج7، چاپ سوم، موسسه فرهنگی آرایه ، تهران، 1379.
4) شاکری زواردهی، روح الله، منجی در ادیان، بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود (عج)، چاپ سوم، زمستان 1391، قم.
5) شبستری، معصومه، منیری، محمدرضا، رئوف، فهیمه، اژدری زاده، حسین، طباطبائی فر، سیدمحسن، بوستان کتاب (مرکز چاپ و نشر دفتر تبلیغات اسلامی، حوزه علمیه قم، ج2، 1387.
6) شجاعی مهر، رضا، غرب و مهدویت، انتشارات بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود (عج)، چاپ دوم، پاییز 1394، قم.
7) عطارزاده، مجتبی، فقیهی مقدس، نفیسه طالقانی، فرزانه، دکتر بهرامی، امینی، سیدعبدالحمید، عارف حسینی، سید علیرضا، زینتی، علی
8) عمید ، حسن، فرهنگ عمید، انتشارات جاویدان، چاپ ششم،1351.
9) فقیه، محمد، سفیانی و نشانه های ظهور، ترجمه و تالیف: سید شاهپور حسینی، موعود عصر (عج)، 1387، نوبت چاپ سوم، تهران.
10) قندی، مهدی، آسیب شناسی موعود گرایی (با تاکید بر آسیب گسترش مسیح نمایان و مهدی نمایان)، انتشارات گوی، چاپ سوم، 1398، تهران.
11) کارگر، رحیم، پرسش ها و پاسخ ها، دفتر بیست و هشتم، مهدویت ( پس از ظهور) دفتر نشر معارف، قم، تابستان 1387.
12) کورانی، علی، عصر ظهور، مهدی حقی- تهران- انتشارات دارالمهدی، بی تا .
13) گروه مهدویت حوزه، همگرایی ادیان و مذاهب در اعتقادد به موعود، حوزه اجتهاد به صحیفه قم، دبیرخانه دائمی اجلاس حضرت مهدی- تابستان85.
14) لطیفی، رحیم، مهدویت، حکومت دینی و دموکراسی، نوبت چاپ دوم، پاییز 1390، قم، بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود (عج).
15) ماهنامه فرهنگی، اعتقادی، اجتماعی موعود شماره ص 26 و ص 62، نویسنده اسما عیل شفیعی سروستانی
16) متقی زاده، زینب، جهانی شدن و فرهنگ مهدویت، بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود (عج)، چاپ کمال الملک، نوبت چاپ دوم، 1390، قم.
17) مجتبی الساده، شش ماه پایانی (ترجمه کتاب: الفجر المقدس المهدی عج و ارهاصات الیوم الموعود)، ترجمه و توضیح: محمد مطهری نیاف انتشارات موعود عصر (عج)، تهران، نوبت چاپ سوم، 1383.
18) معین ،محمد، فرهنگ فارسی ، به اهتمام عزیزالله علی زاده ، جلد اول، چاپ دوم، انتشارات ثامن، تهران، 1386.
19) مطهری، مرتضی، قیام و انقلاب مهدی، تهران، حکمت، ج 5، 1398.
20) مکارم شیرازی، ناصر، حکومت جهانی مهدی(عج)، انتشارات نسل جوان، 1380، قم.
21) موسوی گیلانی، سیدرضی، مهدویت از دیدگاه دین پژوهان غربی، بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود (عج) ، 1385 ، تهران
22) واعظ زاده، علی اکبر، خورشید پنهان یا مهدی موعود، قم انتشارات دارالنشر اسلام، تابستان 81
23) هاشمی، اسدالله، ظهور مهدی از دیدگاه اسلام و مذاهب و ملل جهانی بی جا، انتشارات مسجد جمکران، 1381.
مقالات:
1) جواد محدثی (برای غرب هم امام زمان و کربلا بتراشید) WWW.tabyan. Net
2) ربابه آبار با موضوع سیمای امام زمان www.besoyzohoor.com.
3) شاه حسینی با موضوع سیاست های غرب برای تخریب ظهورwww. Rasad.ir
[1] - سید مصطفی حسینی دشتی ، معارف و معاریف ، ج6، ص387.
[2] - محمد معین، فرهنگ معین،ص 1372.
[3] - حسن عمید، فرهنگ عمید، ص635.
[4] - سید مصطفی حسینی دشتی ،همان، ص424.
[5] - محمد معین ،همان، ص292.
[6] - حسن عمید،همان ،ص124
[7] - حسن عمید ، همان ، ص 738.
[8] - سید مصطفی حسینی دشتی ،همان،ص591.
[9] - محمد معین، همان ، ج2،ص1653.
[10] - حسن عمید، فرهنگ عمید، ص283.
[11] - مصطفی حسینی دشتی، ج3، ص515.
[12] - محمد معین، فرهنگ معین فارسی، ج1، ص775
[13] - حسن عمید،همان ، ص714.
[14] - مصطفی حسینی دشتی، ج3، ص142.
[15] - محمد معین، فرهنگ معین فارسی، ج1، ص1558.
[16] - حسن عمید،همان ، ص135
[17] - مصطفی حسینی دشتی، ج2، صص 469 و 470
[18] - محمد معین، فرهنگ معین فارسی، ج1، ص307
[19] -مائده / 48
[20] - اعراف /137
[21] - انفال/ 26
[22] - نور / 55
[23] - بقره / 124
[24] - مسلم بن حجاج ، صحیح مسلم، ج15، دارالحدیث ،مصر ، 1412، ص180
[25] - بحرانی، آیه المرام، صص217، 234( 39 طریق از اهل سنت و 82 طریق از شیعه)
[26] - ابوجعفر محمد بن حسن بن علی بن حسن طوسی ، النهایه فی مجرد الفقه و الفتاوی، چاپ دوم ، ج3، دارالکتاب العربی ، بیروت ، 1400، ص177.
[27] - ابوعبداله محمد عبداله ، حاکم نیشابوری، مستدرک الصحیحین، ج3، دار التاصیل ، لبنان ، 1435ق، ص151.
[28] - سید صدر الدین صدر ، باقر خسرو شاهی، کتاب المهدی، موسسه بوستان کتاب ،1386.
[29] - سیوتی ، عبداله الرحمان بن ابی بکر ، دارالصادر، بیروت، 1417 ق .
[30] -اسماعیل بن عمر بن کثیر القرشی البصری، تفسیر ابن کثیر، بیروت، 2/32.
[31]- اسدلله هاشمی، ظهور مهدی از دیدگاه اسلام و مذاهب وصل جهان ص 72
[32]- ابوالفضل هدایتی فخرداود، زندگی و رهبری امام مهدی، چاپ اول ، انتشارات شهریار، 1379، ص 173
[33]- همان ص 175
[34]- همان
[35]- همان
[36]- مرتضی مطهری، قیام و انقلاب مهدی،انتشارات صدرا، تهران، ص 52.
[37]- ربابه آبار سیمای امام زمان سایت besoyzohoor
[38] - مشروح مصاحبه با دکتر مایکل برانت در روزنامه جمهوری اسلامی، 5/3/1383
[39] - کالبد شکافی بهاییت ، تاریخ جامع بهاییت، انتشارات ضرغام، چاپ دهم، 1390، 52 و 55
[40] - محمد الصالح ، الثوره المهدیه ، فی سودان ، 1899- 1811 م ، ص 18 و 19
[41] - شجاع احمدوند، «اسرائیل و ایدئولوژی صهیونیسم سیاسی» ، مجله پژوهش حقوق و سیاست ، ش 12، 1383، ص32
[42] - استیون سایزر، پیش گوئی ها و آخرالزمان ، معبد یهودی مسیحیان صهیونیسم، ترجمه فاطمه شفیعی سروشانی، انتشارات موعود عصر، 1384،ص237
[43] - آلفرد لیلیانتال، ارتباط صهیونیستی، ترجمه سید ابوالقاسم حسینی، موسسه فرهنگی دانش و اندیشه معاصر، ج1، تهران، ص326
[44] - فصلنامه فرهنگی، سیاسی، اجتماعی پویا، نشریه دانشجویی دفتر پژوهش های فرهنگی، شماره 7 اسفند 1386، مقاله محمد لطیفی، «وهابیت ، بهاییت ، امتداد و جریان» ، ص62
[45] - روزنامه کیهان ، شماره 19047، دوشنبه 27 اسفند 1389، 9 ربیع الاول 1429، ص2، خبر ویژه ، با دخل و تصرف
[46] - مانند کنفرانس تشکیل شده در رژیم صهیونیستی با حضور مستشرقین متعصب مانند برنارد لوئیس که در آن عاشورا و مهدویت را از عوامل اصلی توفیق شیعه شمرده اند و تخریب آنها را در دستور کار خود قرار داده اند.
[47] - نک: «مروری بر وضعیت تئاتر ایران»، جمهوری اسلامی، چهارشنبه 26/1/1388 و نیز«هالیوود و تصاویر وارونه از آخر الزمان» کیهان ، پنج شنبه 14/9/1387 و منابع مشابه در بحث های غرب و آخرالزمان و …
[48] - حسن خمینی، فرهنگ فِرَق اسلامی، 52 و 53
[49] - فصلنامه فرهنگی، اجتماعی ، سیاسی پویا، نشریه دفتر پژوهش های فرهنگی، شماره 7 (ویژه موانع انسجام اسلامی) اسفند 1386، مقاله منیره فتاحی اردکانی، ص79-80، و عبدالله شهبازی و فصلنامه تاریخ معاصر ایران، 27.
[50] - به نقل از سایت: عبدالله شهبازی، آهنگ بدیع، نشریه جوانان بهائی ایران، سال 1347، شماره 7 و8، ص209
[51] - آهنگ بدیع، شماره 3، سال 1330، ص53